شهریست در کناره آن شط پر خروشبا نخلهای در هم و شبهای پر ز نورشهریست در کناره آن شط و قلب منآنجا اسیر پنجه یک مرد پر غرورشهریست در کناره آن شط که سالهاستآغوش خود به روی من و او گشوده استبر ماسه های ساح
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
مهم نیست به چه نامی ...
فقط میم مالکیت را آخرش بگذار...
می خواهم باور کنم مال تو هستم ...
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
حالا كه به قلبم اومدي... : بشكن فاصله رو دلم طاقت دوري ندارهحالا كه اومدي به قلب من خوش اومدي حالا كه اومدي به قلبم براي هميشه در قلبم بمانحالا كه بدون هيچ ترسي در قلبم را گشودي پس براي هميشه برايم ب
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
مرد عاشق و مهربان من!برای جشن میلاد تو، بد جور دچار وسواس شده ام، درست مثل دختر جوانی که برای اولین قرار عاشقانه دچار وسواس انتخاب لباس شده است .. درست مثل تازه عروس کم سن و سالی که برای انتخاب اولین
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری